زندگی دفتری از خاطره هاست...
یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک...
یک نفر همدم خوشبختی هاست...
یک نفر همسفر سختی هاست...
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...
ما همه همسفریم!
سلام
.
امروز بعد از مدتها اومدمو آپ کردم.دلم خیلی واسه اینجا تنگ شده بود
.
این وبلاگ، چند ساله که یار باوفای منه و پای درد و دلهام میشینه اما من
یکمی (یکم بیشتر از یکمی) بی وفا شدم
.به بهانه نبود وقتو از اینجور ...
دیگه نیومدم .
بگذریم، از آخرین باری که اومدم و نوشتم 7 ماه میگذره
.
دانشگاه هم به سلامتی تموم شد،انگار همین دیروز بود
اومدم اینجا و با کلی ذوق خبر قبولیمو دادم
.
الآن دیگه درسم تموم شده و باید بشینمو به قول بعضیها
...
بزنم تا ایشالاقبول بشم. (شما هم واسم دعا کنیدا
)
روزای خیلی خوب و گاهی وقتا هم بدی رو تو دانشگاه
گذروندم اما بازم دوسش داشتم
. دلم خیلی واسش تنگ
میشه.بچه ها هم هرکی میره دنبال سرنوشت
خودش ، امیدوارم که همشون موفق بشن.
دیگه تا اشکم در نیومده بهتره که برم اما قبلش باید
ناممو پست کنم...![]()
نامه شماره 5
خدا جونم سلااااااااااااااااااااااام![]()
اول می خوام یه عالمه تشکر قشنگو رنگی ازت بکنم به
خاطر همه چیز
.
دوم یه عالمه معذ رت خواهی اونم به خاطر همه چیز.
خدا جونم ،می دونی که چیکار می خوام بکنم، یادته اون
روز همشو بهت گفتم؟
مگه خودت اون روز نگفتی" از تو حرکت از من برکت" ،
بعدشم گفتی "ادعونی استجب لکم" من هردو تا شرطتو
قبول کردم ، کارمم دارم شروع می کنم اما خیلی می ترسم،
وحشت کل وجودمو گرفته.
خدایا مثل همیشه ازت می خوام که هوامو داشته باشی.
خدایا ... خیلی ... دوستت دارم![]()
*******************************
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد،
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت؟ ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد، گلویم
سوتکی باشد به دست کودکی مشتاق و
بازیگوش و یکریز و پیاپی دم خویش را بر
گلویم سخت بفشارد و خواب خفته گان خفته
را آشفته تر سازد.
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را....
" دکتر علی شریعتی"
